رضا :: چهارشنبه 7/1/1387 ساعت 10:37 عصر
توجه توجه
به خلوتگاه قلب من خوش اومدي
نظر بي خوشحالم ميکني
رسم دوستي اين است
روزي با کسي اشنا ميشوي
انتخاب ميکني
دوست ميداري
دوست ميدارد
وروز بعد:...."فاصله،"تنهايي" تنهايي"
غلط است هر که گفته دل به دل راه دارد...
دل من ز غصه خون است...
ولي او خبر ندارد...ولي او خبر ندارد
اگر آرزويم برآورده مي شد
آرزو مي کردم که اشک چشمهايت باشم
تا در چشمهاي زيبايت متولد شوم
روي گونه هايت زندگي کنم
و روي لبهاي عاشقت بميرم.................................................ي
که پرواز را نمي داند
هر چقدر اوج بگي درنگاه کسي که پرواز را نمي داند
هر چقدر اوج بگيري کوچکتر مي
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست
خداييش اگه خوشت بياد ونظر ندي خيلي....
حرف دل عزیزان رضا()
[15/5/1387- 12:18 ص] عاشقي؟؟هه!!![22/4/1387- 7:40 ع] به خدا دارم از تنهايي ميميرم!![15/4/1387- 1:43 ع] عشق.محبت.جدايي...[26/3/1387- 3:20 ع] عشق يا غم ؟؟؟؟؟؟؟[16/3/1387- 1:5 ص] فاصله هاي بين ما .....[7/3/1387- 11:12 ص] عشق واقعي ...[3/3/1387- 1:42 ع] پسرکي به نام مرگ ...[آرشيو شده ها]
عشق يعني...[11]
عاشق نوشته ي 1 [3]عاشق نوشته ي 2 [3]عاشق نوشته ي3 [3]عاشق نوشته ي4 [3]عاشق نوشته ي5 [3]عاشق نوشته ي6 [3]عاشق نوشته ي7 [3]عاشق نوشته ي8 [3]عاشق نوشته ي9 [3]عاشق نوشته ي10 [3]عاشق نوشته ي11 [3]عاشق نوشته ي12 [2]