

هر با که مي پرسيدم دوسم داري؟....در جواب سکوت مي کردي..........حالا من موندمو يه سوال....سکوت علامت رضاست؟....يا.....جواب ابلهان خاموشيست؟
قبل از ازدواج
مرد:آره ديگه نمي تونم بيش از اين منتظر بمونم.
زن:مي خواي از پيشت برم؟
مرد:نه فکرش را هم نکن.
زن:منو دوست داري؟
مرد:البته.
زن:آيا تا به حال به من خيانت کردي؟
مرد:نه چرا چنين سوالي ميکني؟
زن:منو مسافرت مي بري؟
مرد:مرتب.
زن:آيا منو کتک مي زني؟
مرد:به هيچ وجه من از اينجور آدما نيستم.
زن:ميتونم بهت اعتماد کنم
پنج ماه پس از ازدواج:همين متن را از پايين به بالا بخوانيد...




حواي دل نازک ببين آدم شدم من دوستت دارم
با آنکه چيدم سيب و ويران هم شدم من دوستت دارم
از چشمهاي خود بباران قطره قطره شعر هايم را
مانند شبنم با دلت همدم شدم من دوستت دارم
ديگر نه تنهايي نه شراب کهنه هر شب
شايد که بي تو خسته از عالم شدم من دوستت دارم
مي خواستي سر نيندازم به زير و پيشتان باشم
شر منده ام که باعث اين غم شدم من دوستت دارم
فرياد بر مي آورم آهسته ات چيزي نمي گويم
زانو زدم در خاک و پيشت خم شدم من دوستت دارم
....................................................................................................
i love you mom
you are my best friend in the world
i can"t find a mother like you
you are very kind...mom
thank you for all things that you did for me....

you are like no other..........i love you so much


و آرام شد...
و آرام آرام پلک هايش را بست و خفت
و ديگر در دام نيفتاد
و ديگر تا سحر ستاره هارا نشمرد
و ديگر مسافر هميشگي شب نبود
و ديگر بهانه اي نبود براي گريستن
و ديگر ترانه اي نبود براي مستي
و ديگر هوايي نبود براي تنفس
وديگرروزهايي نبود براي تنهايي
و ديگر ترنمي نبود براي باران
و ديگر سبويي نبود براي شکستن
و ديگر جوابي نبود براي سلام
و ديگر کوچه اي نبود براي آشنايي
و ديگر کلامي نبود براي تکرار
و ديگر چيزي نبود براي سرزنش
و ديگر عشق نبود...
آرام بود...
آرام خفته بود
آري...دلم آرام خفته بود...


در حسرت ديدار تو آواره ترينم
نظر يادت نره عزيز
حرف دل عزیزان رضا()