سفارش تبلیغ
صبا


۩۞۩ تنهاترین تنها ۩۞۩

هر با که می پرسیدم دوسم داری؟....در جواب سکوت می کردی..........حالا من موندمو یه سوال....سکوت علامت رضاست؟....یا.....جواب ابلهان خاموشیست؟

 

قبل از ازدواج

مرد:آره دیگه نمی تونم بیش از این منتظر بمونم.

زن:می خوای از پیشت برم؟

مرد:نه فکرش را هم نکن.

زن:منو دوست داری؟

مرد:البته.

زن:آیا تا به حال به من خیانت کردی؟

مرد:نه چرا چنین سوالی میکنی؟

زن:منو مسافرت می بری؟

مرد:مرتب.

زن:آیا منو کتک می زنی؟

مرد:به هیچ وجه من از اینجور آدما نیستم.

زن:میتونم بهت اعتماد کنم

پنج ماه پس از ازدواج:همین متن را از پایین به بالا بخوانید...

 

 

 

حوای دل نازک ببین آدم شدم من دوستت دارم

با آنکه چیدم سیب و ویران هم شدم من دوستت دارم

از چشمهای خود بباران قطره قطره شعر هایم را

مانند شبنم با دلت همدم شدم من دوستت دارم

دیگر نه تنهایی نه شراب کهنه هر شب

شاید که بی تو خسته از عالم شدم من دوستت دارم

می خواستی سر نیندازم به زیر و پیشتان باشم

شر منده ام که باعث این غم شدم من دوستت دارم

فریاد بر می آورم آهسته ات چیزی نمی گویم

زانو زدم در خاک و پیشت خم شدم من دوستت دارم

 

....................................................................................................

i  love  you  mom

you  are  my best friend in the world

i can"t find a mother like you 

you are  very kind...mom

thank you  for  all things  that you  did for me....

you are  like  no other..........i love  you  so much

 

 

 

 

 

 

 

و آرام شد...

و آرام آرام پلک هایش را بست و خفت

و دیگر در دام نیفتاد

و دیگر تا سحر ستاره هارا نشمرد

و دیگر مسافر همیشگی شب نبود

و دیگر بهانه ای نبود برای گریستن

و دیگر ترانه ای نبود برای مستی

و دیگر هوایی نبود برای تنفس

ودیگرروزهایی نبود برای تنهایی

و دیگر ترنمی نبود برای باران

و دیگر سبویی نبود برای شکستن

و دیگر جوابی نبود برای سلام

و دیگر کوچه ای نبود برای آشنایی

و دیگر کلامی نبود برای تکرار

و دیگر چیزی نبود برای سرزنش

و دیگر عشق نبود...

آرام بود...

آرام خفته بود

آری...دلم آرام خفته بود...

Image By Pic.Blogfa.Com

 

 

 

 

 

در  حسرت دیدار تو آواره ترینم

 

نظر یادت نره عزیز


نوشته شده در چهارشنبه 87/1/14 ساعت 11:18 صبح توسط رضا| نظرات ( )

عشق یعنی گلی به جای خار باش...پلی به جای این همه دیوار باش

عشق یعنی گلی به جای خار باش...پلی به جای این همه دیوار باش

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز من اندر هوای دیگری هستم

های
نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های
نپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی، دل

لحظه دیدار نزدیک است

 

زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن، تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر
سر مکش، تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن، تا نکنی در بندم
طره را تاب مده، تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو، تا نبُری از خویشم
غم اغیار مخور، تا نکنی نا شادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره شهر مشو، تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما، تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو، حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام، آزادم

 

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت مینویسم:

در عصر های انتظار..به حوالی بی کسی قدم بگذار..خیابان غربت را پیدا کن وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو...کلبه ی غریبی ام را پیدا کن...کنار بید مجنون خز

 

ان زده...و...کنار مرداب آرزوهای رنگی ام...در کلبه را باز کن...و...ب

حکایت عشق حکایت جالبی است:فراموش شدگان...فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند.

عشق یعنی کوچک کردن یک دنیا به اندازه ی یک نفر..یا بزرگ کردن یک نفر به انذازه ی یک دنیا.

 

قیمت عشق اشک است و قیمت عشق اشک...

اگرحلقه ی ازدواج از طلاست حلقه ی دوستی از وفاست... 

 

هنگامی که به دنیا میایی در گوشت اذان می خوانند...و....هنگامی که میمیری برایت نماز میخوانند..زندگی چه کوتاه است فاصله ی یک اذان تا نماز.

 

بگیر از من تو این دل یادبودی..که تنها لایق این دل تو بودی..هزاران بار خواستند این دل را بگیرند....ندادم چون عزیز دل تو بودی.

 

شکوفه های صورتی هدیه به مهربونیات..یه دل که بیشتر ندارم...اونم فدای خندهات .

   

 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیونه واست دلتنگه

وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین آهنگه

بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم

بی تو اما میرسم به قله ی آغازم

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره...آی ستاره

بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تورو یاد من میاره

تویی که عشقمو از نگاه من می خونی

تویی که تو طپش ترانه هام مهمونی

تویی که همنفس همیشه ی آوازی

تویی که آخر قصه ی منو میدونی

اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه

اگه خونه م بی چراغه چشم تو تاریکه

میدونم آخر قصه میرسی به داد من

لحظه ی یکی شدن تو آینه ها نزدیکه...

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره...آی ستاره

بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تورو یاد من میاره

 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیونه واست دلتنگه

وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام

اسم تو برای من قشنگترین آهنگه

بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم

بی تو اما میرسم به قله ی آغازم

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره

نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره

آی ستاره...آی ستاره

بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تورو یاد من میاره

ه سراغ بغض خیس پنجره برو...حریر

 

اث((((این بود حرهای دل یک عاشق بی سروپا 

 

دوست داشتی نظر بده  یابی.........


نوشته شده در چهارشنبه 87/1/14 ساعت 11:9 صبح توسط رضا| نظرات ( )

نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم...

                                                         چون دنیا یه روز تموم میشه...

نمیخوام بگم که مثل گلی...

                                                       چون گل هم یه روز پژمرده میشه...

 نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

                                                        چون شب هم بالاخره تموم میشه...
نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

                                                        چون اب که همیشه پاک نمیمونه...

 نمیخوام بگم که دوستت دارم... 

                                                        چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم ...

                                            چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بود

.....................................................................................................

 

 

 

                                                                                                          

  

 

 


‎گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم
«باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود
کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود
شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه
شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه

***
سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره
همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه
یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه

***
دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه

***
بمون واسه خونه‌ای که محتاج عطر تن توست
           بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست!
 
            

 


وقتی خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی . .

اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات میمیره . اگه سرشو انداخت پایین و یه

 لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره...

 


دوستت داشتم ...یادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتی کوچکی برای دوست

داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم که یادم رفت دوستت داشتم

     


گفت : می خوام یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه ...

گفتم : کجا؟

گفت : رو قلبت ...

گفتم : می تونی؟

گفت : آره زیاد سخت نیست ...

گفتم : بنویس تا برای همیشه بمونه ...

یه خنجر برداشت ...

گفتم : این چیه؟

گفت : هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس .

ساکت شدم  ...

گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی ؟

خنجر رو برداشت و با قسوت تیز اون نوشت :

دوستت دارم دیوونه !!!

اون رفته خیلی وقته ... کجا ؟ نمی دونم .

اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده ...         

   خدایا عشقم بر گرده


نوشته شده در یکشنبه 86/12/26 ساعت 11:54 عصر توسط رضا| نظرات ( )


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت

جاوا اسکریپت

< > dariushkamani.blogfa.com

> پ10084;ـو

کد ماوس